سلام.خوبین؟؟؟
میتونم عذر خواهی کنم به خاطر غيبت طولانیم؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب مرسی که بخشيدین 
خوب اول از همه بريم سراغ وضع امتحانامون.
رياضی:
ریاضی که مثل آب خوردن بود.یک سوالاش که يک نمره داشت رو یه نوزاد یه روزه هم می تونست جواب.معلممون این سوال رو الکی الکی نمرش رو مفت مفت داد( آخه نيست ما خیلی بدمون میاد....)
قرآن:
انقدر آسون بود که آب خوردن از اون سخت تر بود.یه قدم برداشتن از امتحانمون سخت تر بود.
حرفه و فن:
از اين معلم حرفه و فنمون همش باید حرص بخوريم.به کلاسمون میگه متحد شدین درس نخونین تازه سردسته هم دارين.حالا اين دفعه حرص ما از آسونی بود.خودمو شب قبلش کشتم تا آی سی و اینا بره تو مخم.فرداش میام میبینم سوال چرت و پرت پشت چرت و پرت.به نظر من تنها سوالی که درست و حسابی بود اي بود که حفاظت الکتريکی را تعريف کنيد.
دينی و پرورشی:
آدم می خواد اين معلما رو بزنه.مخصوصا دينی ما که فجيهه. اصلا من نميفهمم برنامه ی جامع به چه دردم می خوره يا عداس کيه و اينا.بعضی وقتا هم یک سری آدم ها توی اين کتاب دينی ها حرف های اضافی می زنن( نامشونو نمی برم اما برين کتاباتون رو باز کنين و امتحاناتون رو ببين يکی از سوالاتش که این باشه می فهمين سخن (....) را در رابطه با قرآن بگو)حالا با هزار بدبختی اينارو می کنی تو کلت میری میبینی درس نمی خوندی از ۲۰ می گرفتی ۲۰.۲۵ . امتحان پرورشیمون هم من برگمو گذاشتم رو برگه دینیم جواب دادم.
زبان:
وای وای وای وای وای از دست اين خانم خ که معلم زبان ماست و عقده اس آفريده شده.آخه آخه اي زبان آموزش و پرورش چی داره که بايد ما ۳ صفحه امتحان بديم. تازه معلممون چون از نمره کم کردن خوشش میاد یه سوالی داده که منو دوستام که توی زبان بعد از ظهرمون سه لول بالا هستیم توش مونده بوديم.کسی که هنوز توی hello نوشتن مونده که یه L بزاره یا دوتا چه طوری می خواد اينو جواب بده؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تازه اون فرد هم زود تر از ما ها برگشو داد.
خدایا شکرت که منو عقده ای نيافريدی
خوب خدا نکنه مدرسه یه روز رو تو امتحانا تعطيل کنه که غر های پدران و مادران در عرصه ی درس خوندن شروع میشه.........
اوه اوه خیلی بد دردیه درکتون می کنم شديد
آدم میاد خونه مامان و خالشم از بيرون میان خونه که به علت آلودگی هوا کمی مغزاشون پيچيده شده.حالا خاله و مامانم از ديروز به اين کلمات یه چيز ديگه ميگن:
آشپز خونه => يلدا برو از تو آبپز خونه ليوان بيار
کارنامه => يلدا وای به حالت اگه کابينتت زير 19.5 بشه
کافی نت => به خالم میگم خاله کجا میری میگه دارم می رم کافی شاپ می گم با کی میگه مگه کافی شاپ رو با کی میرن دارم تنهایی میرم.گفتم خوب منم ببر تنها نباشی تازه منم دق نکنم از شنبه تو خونم.ميگه آخه من که نمی خوام برم تفريح می خوام برم تو سايت بانک سپه که کامپيوتر شما توش نميره.می گم خاله کافی شاپ چه ربطی داره به کامپيوتر.گفت اااااااا اذيت نکن منظورم کافی نت بود
اختيار داريد => مامانم داشت با پسر عمم حرف می زد که اونا زنگ زده بودن عذز زحمات و اينجور چيزا یه دفعه مامانم می گه خواهش می کنم اختياد دایی
حالا یه چیز باحال ديگه:
مامانم زنگ زده به دختر خالش که تولد پسرش پولاد رو تبريک بگه خونه نبودن تلفنت میره رو انسرينگ بعد صدای پارسا پسر بزرگشون بوده برای همين مامانم میگه
پارسا سلام خوبی؟؟؟؟ زنگ زدم تولدت رو تبريک بگم.... که خالم داد میزنه پارسا کيه پولاد پارسا توی ارديبهشته پولاد تو آذر بعد مامانم توی تلفن می خنده از اون خنده های شديد .........(بقیشو حدس بزنین )
ممکنه از اين غيبت های طولانی بازم داشته باشيم چون هر چی باشه امتحان داریم دیگه........
حق بيرون رفتن بدون نظر نداری